(عليه السلام) چيزى نذر كند، چنانچه مصرف معينى را قصد كرده، بايد به همان مصرف برساند و اگر مصرف معينى را قصد نكرده، بايد به زوار فقير بدهد، يا
صفحه 497
مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را هديه آن امام نمايد و همچنين است اگر چيزى را براى امامزاده اى نذر كند.
(مسأله 2293) گوسفندى را كه براى صدقه; يا براى يكى از امامان نذر كرده اند پشم آن و مقدارى كه چاق مى شود جزء نذر است و اگر پيش از آنكه به مصرف نذر برسد شير بدهد، يا بچه بياورد بنابر احتياط واجب بايد به مصرف نذر برسانند.
(مسأله 2294) هر گاه با خدا عهد كند كه اگر به حاجت شرعى خود برسد كار خيرى را انجام دهد، بعد از آنكه حاجتش برآورده شد، بايد آن كار را انجام دهد و نيز اگر بدون آنكه حاجتى داشته باشد; عهد كند كه عمل خيرى را انجام دهد، آن عمل بر او واجب مى شود.
(مسأله 2295) در عهد هم مثل نذر بايد صيغه خوانده شود، و نيز كارى را كه عهد مى كند انجام دهد، بايد نكردنش بهتر از انجام آن نباشد.
(مسأله 2296) اگر به عهد خود عمل نكند، بايد كفاره بدهد يعنى شصت فقير را سير كند، يا دو ماه روزه بگيرد، يا يك بنده آزاد كند.
احكام قسم خوردن
(مسأله 2297) اگر قسم بخورد كه كارى را انجام دهد يا ترك كند مثلاً قسم بخورد كه روزه بگيرد، يا دود استعمال نكند، چنانچه عمداً مخالفت كند; بايد كفاره بدهد، يعنى يك بنده آزاد كند، يا ده فقير را سير كند، يا آنانرا بپوشاند و اگر اينها را نتواند بايد سه روز روزه بگيرد.
(مسأله 2298) قسم چند شرط دارد:
اول كسى كه قسم مى خورد بايد بالغ و عاقل باشد و اگر مى خواهد راجع به مال خودش قسم بخورد بايد در حال بالغ شدن سفيه نباشد و از روى قصد و اختيار قسم بخورد پس قسم خوردن بچه و ديوانه و مست و خارج از اختيار درست نيست.
دوم كارى را كه قسم مى خورد انجام دهد، بايد حرام و مكروه نباشد و كارى را كه قسم مى خورد ترك كند، بايد واجب و مستحب نباشد و اگر قسم بخورد كه كار مباحى را به جا آورد،
صفحه 498
بايد ترك آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و نيز اگر قسم بخورد كار مباحى را ترك كند بايد انجام آن در نظر مردم بهتر از تركش نباشد.
سوم به يكى از اسم هاى خداوند عالم قسم بخورد كه به غير ذات مقدس او گفته نمى شود مانند «خدا» و «الله» و نيز اگر به اسمى قسم بخورد كه به غير خدا هم مى گويند ولى به قدرى به خدا گفته مى شود كه هر وقت كسى آن اسم را بگويد; ذات مقدس حق در نظر مى آيد، مثل آنكه به خالق و رازق قسم بخورد صحيح است بلكه اگر به لفظى قسم بخورد كه بدون قرينه، خدا به نظر نمى آيد ولى او قصد خدا را كند بنابر احتياط بايد به آن قسم عمل نمايد.
چهارم قسم را به زبان بياورد و اگر بنويسد يا در قلبش آن را قصد كند صحيح نيست ولى آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحيح است.
پنجم عمل كردن به قسم براى او ممكن باشد و اگر موقعى كه قسم مى خورد ممكن باشد و بعداً از عمل به آن عاجز شود و يا عمل به آن برايش مشقت داشته باشد قسم او از وقتى كه عاجز و يا مشقت زا شده به هم مى خورد.
صفحه 499
33. احكام وقف
(مسأله 2299) اگر كسى چيزى را وقف كند،از ملك او خارج مى شود و خود او و ديگران نمى توانند آن را ببخشند، يا بفروشند و كسى هم از آن ملك ارث نمى برد.
(مسأله 2300) وقف چيزى هم با صيغه عربى و ديگر زبان ها انجام مى گيرد مثلاً بگويد اين خانه را وقف كردم، و همچنين با فعل نيز صورت مى پذيرد و به آن «وقف معاطاطى» مى گويند: مثلا فرش را براى وقف به مسجد، ببرد، و روى آن دو ركعت نماز به عنوان اين كه فرش مسجد است بگذارد، و تحويل، متولّى مسجد بدهد.
(مسأله 2301) در صحت وقف عام مانند وقف بر فقرا و علما، قبول شرط نيست ولى در وقف خاص مانند وقف بر شخص معينى، احتياط لازم قبول او يا وكيل او است.
(مسأله 2302) اگر ملكى را براى وقف معين كند و پيش از خواندن صيغه وقف پشيمان شود; يا بميرد; وقف درست نيست.
(مسأله 2303) كسى كه مالى را وقف مى كند; بايد از موقع خواندن صيغه، مال را براى هميشه وقف كند و اگر مثلاً بگويد اين مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صيغه تا مردنش وقف نبوده اشكال دارد. و نيز اگر بگويد تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، يا بگويد تا ده سال وقف باشد، بعد پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد; وقف بودنش اشكال دارد.
(مسأله 2304) وقف در صورتى صحيح است كه مال وقف را به تصرف كسى كه براى او
صفحه 500
وقف شده يا وكيل، يا ولى او بدهند ولى اگر چيزى را بر اولاد صغير خود وقف كند و به قصد اينكه آن چيز ملك آنان شود، از طرف آنان نگهدارى نمايد وقف صحيح است.
(مسأله 2305) وقف كننده بايد مكلف و عاقل و با قصد و اختيار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصرف كند، بنابر اين چون سفيه، حق ندارد در مال خود تصرف نمايد اگر چيزى را وقف كند صحيح نيست.
(مسأله 2306) وقف بر معدوم صحيح نيست بنابراين اگر مالى را براى كسانى كه به دنيا نيامده اند وقف كند درست نيست ولى وقف براى اولاد كه بعضى از آنها به دنيا آمده اند صحيح و آنها كه به دنيا نيامده اند بعد از آمدن به دنيا با ديگران شريك مى شوند.
(مسأله 2307) اگر ملكى را مثلا بر فقرا يا سادات وقف كند يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد، در صورتى كه براى آن ملك متولى معين نكرده باشد اختيار آن با حاكم شرع است.
(مسأله 2308) اگر مسجد خراب شود، عرصه آن به حال وقف باقى مى ماند، و همچنين اگر خانه اى كه براى گروهى وقف بوده ويران گردد، عرصه آن به عنوان صدقه مطلقه باقى مى ماند.
(مسأله 2309) فرشى را كه براى حسينيه وقف كرده اند، نمى شود براى نماز به مسجد ببرند، اگر چه آن مسجد نزديك حسينيه باشد.
(مسأله 2310) اگر ملكى را براى تعمير مسجدى وقف نمايند، چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير ندارد و احتمال هم نمى رود كه تا مدتى احتياج به تعمير پيدا كند، در صورتى كه غير از تعمير احتياج ديگرى نداشته باشد و عايداتش در معرض تلف و نگهدارى آن لغو و بيهوده باشد مى توانند عايدات آن ملك را به مصرف مسجدى كه احتياج به تعمير دارد برسانند.
صفحه 501
34. احكام وصيت
(مسأله 2311) وصيت به يكى از سه صورت انجام مى گيرد:
1ـ انسان سفارش كند بعد از مرگش براى او كارهائى انجام دهند.
2ـ بگويد بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى باشد.
3ـ براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با اوست قيّم و سرپرست معين كند.
(مسأله 2312) كسى كه مى خواهد وصيت كند با اشاره اى كه مقصودش را بفهماند مى تواند وصيت كند اگرچه لال نباشد.
(مسأله 2313) اگر نوشته اى به امضاء يا مهر ميّت ببينند چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشدكه براى وصيت كردن نوشته، بايد مطابق آن عمل كنند.
(مسأله 2314) كسى كه وصيت مى كند بايد عاقل و بالغ باشد و از روى اختيار وصيت كند و نيز سفيه و يا از طرف حاكم شرع در تصرف در اموال ممنوع نباشد.
(مسأله 2315) كسى كه به قصد خودكشى خود را از نقطه بلندى پرت كند يا سمى بخورد و يقين به مردن او پيدا شود، اگر وصيت كند كه مقدارى از مال او را به مصرفى برسانند صحيح نيست. ولى اگر قبلا وصيت كند، سپس اين كار از او سر زند، وصيت او نافذ است.
(مسأله 2316) اگر انسان وصيت كند كه چيزى به كسى بدهند، در صورتى آن كس آن چيز را مالك مى شود كه آن را ردّ نكند.
(مسأله 2317) كسى كه نشانه هاى مرگ را در خود مى بيند، اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد
صفحه 502
وصيت كند كه از مال خودش براى او اجير بگيرند، بلكه اگر مال نداشته باشد ولى احتمال بدهد كسى بدون آنكه چيزى بگيرد آنها را انجام مى دهد، باز هم واجب است وصيت نمايد، و اگر قضاى نماز و روزه او بر پسر بزرگترش واجب باشد، بايد به او اطلاع دهد، يا وصيت كند كه براى او به جا آورند.
(مسأله 2318) وصى بايد مسلمان و بالغ و عاقل و مورد اطمينان باشد.
(مسأله 2319) اگر انسان از وصيت خود برگردد مثلاً بگويد ثلث مالش را به كسى بدهند، بعد بگويد به او ندهند وصيت باطل مى شود. و اگر وصيت خود را تغيير دهد، مثل آنكه قيمى براى بچه هاى خود معين كند بعد ديگرى را به جاى او قيم نمايد، وصيت اولش باطل مى شود و بايد به وصيت دوم او عمل نمايند.
(مسأله 2320) اگر كسى در مرضى كه به آن مرض مى ميرد، مقدارى از مالش را به كسى ببخشد و وصيت كند كه بعد از مردن او هم مقدارى به كس ديگر بدهند، چنانچه روى هم بيشتر از ثلث نباشد يا اگر بيشتر است ورثه اجازه بدهند بايد به آنچه كه گفته عمل كنند و اگر اجازه ندادند بايد مالى را كه پيش از مرگ بخشيده از ثلث بدهند و اگر از ثلث چيزى زياد آمد مال دومى است.
(مسأله 2321) اگر وصيت كند كه ثلث مال او را بفروشند و عايدى آن را به مصرفى برسانند، بايد مطابق گفته او عمل نمايند.
(مسأله 2322) اگر در مرضى كه به آن مرض مى ميرد، بگويد مقدارى به كسى بدهكار است، چنانچه متهم باشد كه براى ضرر زدن به ورثه گفته است بايد مقدارى را كه معين كرده از ثلث او بدهند و اگر متهم نباشد و كسى هم منكر گفته او نشود، بايد از اصل مالش بدهند.
(مسأله 2323) اگر كسى دو نفر را وصى كند، چنانچه يكى از آن دو بميرد، يا ديوانه، يا كافر شود، هر گاه هر يك به طور مستقل وصى بوده تعيين جانشين لازم نيست والا حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاى او معين مى كند و اگر هر دو بميرند، يا ديوانه، يا كافر شوند، حاكم شرع دو نفر ديگر را معين مى كند.
صفحه 503
(مسأله 2324) اگر وصى نتواند به تنهائى كارهاى ميت را انجام دهد، چنانچه ممكن است براى كمك خود وكيل گيرد و در غير اين صورت حاكم شرع براى كمك او يك نفر ديگر را معين مى كند.
(مسأله 2325) حجى كه بر ميت واجب است و بدهكارى و حقوقى را كه مثل خمس و زكات و مظالم، ادا كردن آنها واجب مى باشد; بايد از اصل مال ميت بدهند، اگرچه ميت براى آنها وصيت نكرده باشد.
(مسأله 2326) اگر مال ميت از بدهى و حج واجب و حقوقى كه مثل خمس و زكات و مظالم بر او واجب است زياد بيايد، چنانچه وصيت كرده باشد كه ثلث يا مقدارى از ثلث را به مصرفى برسانند، بايد به وصيت او عمل كنند و اگر وصيت نكرده باشد، آنچه مى ماند مال ورثه است.
(مسأله 2327) اگر مصرفى را كه ميت معين كرده، از ثلث مال او بيشتر باشد، وصيت او در بيشتر از ثلث در صورتى صحيح است كه ورثه اعتراض نكنند يا كارى كنند كه معلوم شود عملى شدن وصيت را اجازه داده اند. و اگر مدتى بعد از مردن او هم اجازه بدهند صحيح است.
(مسأله 2328) اگر مصرفى را كه ميت معين كرده، از ثلث مال او بيشتر باشد، و پيش از مردن او ورثه اجازه بدهند كه وصيت او عملى شود، بعد از مردن او نمى توانند از اجازه خود برگردند.
(مسأله 2329) اگر وصيت كند كه بدهى او را بدهند و براى نماز و روزه او اجير بگيرند و كار مستحبى هم انجام دهند چنانچه وصيت نكرده باشد كه اينها را از ثلث بدهند، بايد بدهى او را از اصل مال بدهند و اگر چيزى از اصل مال باقى ماند، ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و كارهاى مستحبى كه معين كرده برسانند و در صورتى كه ثلث كافى نباشد، پس اگر ورثه اجازه بدهند بايد وصيت او عملى شود و اگر اجازه ندهند، بايد نماز و روزه را از ثلث بدهند و اگر چيزى زياد آمد به مصرف كار مستحبى كه معين كرده برسانند.
(مسأله 2330) اگر كسى بگويد كه ميت وصيت كرده فلان مبلغ به من بدهند، چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصديق كنند، يا قسم بخورد و يك مرد عادل هم گفته او را تصديق نمايد،
صفحه 504
يا يك مرد عادل و دو زن عادله يا چهار زن عادله به گفته او شهادت دهند، بايد مقدارى را كه مى گويد به او بدهند.
و اگر يك زن مسلمان و غيرمتهم شهادت دهد، بايد يك چهارم چيزى را كه مطالبه مى كند به او بدهند و اگر دو زن عادله شهادت دهند، نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند، بايد سه چهارم آن را به او بدهند، و نيز اگر دو مرد كافر ذمى كه در دين خود عادل باشند گفته او را تصديق كنند، در صورتى كه ميت ناچار بوده است كه وصيت كند و مرد و زن عادلى هم در موقع وصيت نبوده، بايد چيزى را كه مطالبه مى كند به او بدهند.
(مسأله 2331) اگر كسى بگويد من وصى ميتم كه مال او را به مصرفى برسانم، يا ميت مرا قيم بچه هاى خود قرار داده، در صورتى بايد سخن او را قبول كرد كه دو مرد عادل گفته او را تصديق نمايند.
(مسأله 2332) اگر وصيت كند چيزى به كسى بدهند و آن كس پيش از آنكه قبول كند يا رد نمايد بميرد، تا وقتى ورثه او وصيت را رد نكرده اند مى توانند آن چيز را قبول نمايند ولى اين در صورتى است كه وصيت كننده از وصيت خود برنگردد وگرنه حق به آن چيز ندارند.
الحمد لله رب العالمين
پايان