صفحه 264
شكيات
شكيات نماز 23 قسم است:
1. شكهائى است كه نماز را باطل مى كند و آن 8 قسم است.
2. شك هايى كه به آن نبايد اعتنا كرد و آن 6 قسم است.
3. شكهاى صحيح و آن 9 قسم است:
شك هاى باطل
(مسأله 941) شك هائى كه نماز را باطل مى كند از اين قرار است:
اول: شك در شماره ركعت هاى نماز دو ركعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر ولى شك در شماره ركعت هاى نماز مستحب دو ركعتى و بعضى از نمازهاى احتياط نماز را باطل نمى كند.
دوم: شك در شماره ركعت هاى نماز سه ركعتى.
سوم: آنكه در نماز چهار ركعتى هر گاه طرف شك يك باشد مثل اين كه شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر.
چهارم: شك در نماز چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوم، يعنى طرف شك دو باشد مثل اين كه شك كند كه دو ركعت خوانده يا بيشتر.
پنجم: شك بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج.
ششم: شك بين سه و شش يا سه و بيشتر از شش.
هفتم: شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش .
هشتم: شك در ركعت هاى نماز كه نداند چند ركعت خوانده است.
(مسأله 942) اگر يكى از شك هاى باطل كننده براى انسان پيش آيد، نمى تواند نماز را به هم بزند، ولى اگر به قدرى فكر كند كه شك پا بر جا شود در اين صورت به هم زدن نماز مانعى ندارد.
صفحه 265
شك هائى كه نبايد به آنها اعتنا كرد
(مسأله 943) شك هائى كه نبايد به آن ها اعتنا كرد از اين قرار است:
اول: شك در چيزى كه محل به جا آوردن آن گذشته است: مثل آنكه در ركوع شك كند كه حمد را خوانده يا نه.
دوم: شك بعد از سلام نماز.
سوم: شك بعد از گذشتن وقت نماز.
چهارم: شك كثيرالشك يعنى كسى كه زياد شك مى كند.
پنجم: شك امام در شماره ركعت هاى نماز، در صورتى كه مأموم شماره آنها را بداند و همچنين شك مأموم در صورتى كه امام شماره ركعت هاى نماز را بداند.
ششم: شك در نماز مستحبى.
1. شك در چيزى كه محل آن گذشته است
(مسأله 944) اگر در بين نماز شك كند كه يكى از كارهاى واجب آن را انجام داده يا نه، مثلاً شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد نشده، بايد آنچه را كه در انجام آن شك كرده به جا آورد و اگر مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد شده; به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 945) اگر در بين خواندن آيه اى شك كند كه آيه پيش را خوانده يا نه، يا وقتى آخر آيه را مى خواند شك كند كه اول آن را خوانده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد برگردد و به قصد قربت انجام دهد.
(مسأله 946) اگر بعد از ركوع يا سجود شك كند كه كارهاى واجب آن، مانند ذكر و آرام بودن بدن را انجام داده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 947) اگر در حالى كه به سجده مى رود شك كند كه ركوع كرده يا نه; برگردد ركوع
صفحه 266
كند، و سپس نماز را اعاده كند.
(مسأله 948) اگر در حال برخاستن شك كند كه تشهد را به جا آورده يا نه; يا شك كند كه سجده را به جا آورده يا نه بايد برگردد و به جا آورد.
(مسأله 949) كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى خواند; اگر موقعى كه حمد يا تسبيحات مى خواند، شك كند كه سجده يا تشهد را به جا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از آنكه مشغول حمد يا تسبيحات شود، شك كند كه سجده يا تشهد را به جا آورده يا نه، بايد به جا آورد.
(مسأله 950) اگر شك كند كه يكى از ركن هاى نماز را به جا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را به جا آورد مثلاً اگر چنانچه مشغول تشهد باشد به شك اعتنا نكند و اگر پيش از خواندن تشهد شك كند كه دو سجده را به جا آورده يا نه، بايد به جا آورد و چنانچه بعد يادش بيايد كه آن ركن را به جا آورده بوده، چون ركن زياد شده نمازش باطل است.
(مسأله 951) اگر شك كند عملى را كه ركن نيست به جا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را به جا آورد، مثلاً اگر پيش از خواندن سوره شك كند كه حمد را خوانده يا نه، بايد حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن يادش بيايد كه آن را به جا آورده بوده چون ركن زياد نشده نماز صحيح است.
(مسأله 952) اگر شك كند كه سلام نماز را گفته يا نه، يا شك كند درست گفته يا نه، چنانچه مشغول تعقيب نماز يا مشغول نماز ديگر شده; يا به واسطه انجام كارى كه نماز را به هم مى زند; از حال نمازگزار بيرون رفته، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از اينها شك كند، بايد سلام را بگويد.
2. شك بعد از سلام
(مسأله 953) اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه، مثلاً شك كند ركوع كرده يا نه، يا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت;
صفحه 267
به شك خود اعتنا نكند ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه سه ركعت خوانده يا پنج ركعت، نمازش باطل است.
3. شك بعد از وقت
(مسأله 954) اگر بعد از گذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده يا نه; يا گمان كند كه نخوانده، خواندن آن لازم نيست، ولى اگر پيش از گذشتن وقت، شك كند كه نماز خوانده يا نه، يا گمان كند كه نخوانده، بايد آن نماز را بخواند بلكه اگر گمان كند كه خوانده، بايد آن را به جا آورد.
(مسأله 955) اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند يك نماز چهار ركعتى خوانده ولى نداند به نيت ظهر خوانده يا به نيت عصر بايد چهار ركعت نماز قضا به نيت نمازى كه بر او واجب است بخواند.
(مسأله 956) اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا، بداند يك نماز خوانده ولى نداند سه ركعتى خوانده يا چهار ركعتى بايد قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.
4. كثيرالشك (كسى كه زياد شك مى كند)
(مسأله 957) اگر كسى در يك نماز سه مرتبه شك كند، يا در سه نماز پشت سر هم مثلاً در نماز صبح و ظهر و عصر شك كند، كثيرالشك است. و چنانچه زياد شك كردن او از غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد، به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 958) كثيرالشك اگر در به جا آوردن چيزى شك كند، بايد آن طرف را بگيرد كه به سود او است چنانچه به جا آوردن آن نماز را باطل نمى كند، بايد بنا بگذارد كه آن را به جا آورده، مثلاً اگر شك كند كه ركوع كرده يا نه; بايد بنا بگذارد كه ركوع كرده است، و اگر به جا آوردن آن نماز را باطل مى كند بايد بنا بگذارد كه آن را انجام نداده، مثلاً اگر شك كند كه يك ركوع كرده يا بيشتر، چون زياد شدن ركوع نماز را باطل مى كند بايد، بنا بگذارد كه بيشتر از يك ركوع نكرده است.
(مسأله 959) كسى كه در نماز مخصوصى مثلاً در نماز ظهر زياد شك مى كند اگر در نماز
صفحه 268
ديگر مثلاً در نماز عصر شك كند، بايد به حكم شك رفتار نمايد.
(مسأله 960) كسى كه زياد شك مى كند، اگر شك كند ركنى را به جا آورده يا نه، و اعتنا نكند بعد يادش بيايد كه آن را به جا نياورده، چنانچه مشغول ركن بعد نشده، بايد آن را به جا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است، مثلاً اگر شك كند ركوع كرده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه پيش از سجده يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد ركوع كند و اگر در سجده يادش بيايد، نمازش باطل است.
(مسأله 961) كسى كه زياد شك مى كند، اگر شك كند چيزى را كه ركن نيست به جا آورده يا نه و اعتنا نكند و بعد يادش بيايد كه آن را به جا نياورده; چنانچه از محل به جا آوردن آن نگذشته، بايد آن را به جا آورد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحيح است، مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه در قنوت يادش بيايد كه حمد نخوانده، بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد. نماز او صحيح است.
5. شك امام و مأموم
(مسأله 962) اگر امام جماعت در شماره ركعت هاى نماز شك كند; مثلاً شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت، چنانچه مأموم يقين داشته باشد كه چهار ركعت خوانده و به امام بفهماند كه چهار ركعت خوانده است، امام بايد نماز را تمام كند و خواندن نماز احتياط لازم نيست. و نيز اگر امام يقين داشته باشد كه چند ركعت خوانده است و مأموم در شماره ركعت هاى نماز شك كند، بايد به شك خود اعتنا ننمايد.
6. شك در نماز مستحبى
(مسأله 963) اگر در شماره ركعت هاى نماز مستحبى شك كند، چنانچه طرف بيشتر شك، نماز را باطل مى كند، بايد بنا را بر كمتر بگذارد مثلاً اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت خوانده است و اگر طرف بيشتر شك نماز را باطل نمى كند، مثلا شك كند كه دو ركعت خوانده يا يك ركعت به هر طرف شك عمل كند; نمازش صحيح است.
صفحه 269
(مسأله 964) كم شدن ركن، نافله را باطل مى كند ولى زياد شدن ركن، آن را باطل نمى كند، پس اگر يكى از كارهاى نافله را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه مشغول ركن بعد از آن شده بايد آن كار را انجام دهد و دوباره آن ركن را به جا آورد مثلاً اگر در بين ركوع يادش بيايد كه سوره را نخوانده، بايد برگردد و سوره را بخواند و دوباره بركوع رود.
شك هاى صحيح
(مسأله 965) در نه صورت اگر در شماره ركعت هاى نماز چهار ركعتى شك كند; بايد فوراً فكر نمايد پس اگر يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا كرد. همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند وگرنه به نحوى كه گفته مى شود عمل نمايد و آن «نه» صورت از اين قرار است:
اول: آنكه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شك كند دو ركعت خوانده يا سه ركعت، كه بايد بنا بگذارد سه ركعت خوانده و يك ركعت ديگر بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز، يك ركعت نماز احتياط ايستاده به شيوه اى كه بعداً گفته مى شود به جا آورد.
دوم: شك بين دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنا بگذارد چهار ركعت خوانده و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند.
سوم: شك بين دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنابر چهار بگذارد و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته به جا آورد.
چهارم: شك بين چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد. ولى اگر بعد از سجده اول; يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم، اين شك براى او پيش آيد، بنا را به چهار بگذارد و نماز را هم دوباره بخواند.
پنجم: شك بين سه و چهار; كه در هر جاى نماز باشد، بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا آورد.
ششم: شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را
صفحه 270
سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا آورد.
هفتم: شك بين سه و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده به جا آورد.
هشتم: شك بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده; كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته به جا آورد.
نهم: شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو به جا آورد و بنابر احتياط واجب نماز را اعاده كند.
طريقه نماز احتياط
(مسأله 966) كسى كه نماز احتياط بر او واجب است بعد از سلام نماز بايد فوراً نيت نماز احتياط كند و تكبير بگويد و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نمايد پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو ركعت نماز احتياط بر او واجب است بعد از دو سجده، يك ركعت ديگر مثل ركعت اول به جا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.
(مسأله 967) نماز احتياط سوره و قنوت ندارد، و بايد آن را آهسته بخوانند و نيت آن را به زبان نياورند و احتياط واجب آن است كه بسم الله آن را هم آهسته بگويند.
(مسأله 968) اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد كه ركعت هاى نمازش كم بوده، چنانچه كارى كه نماز را باطل مى كند انجام نداده، بايد آنچه از نماز نخوانده بخواند و براى سلام بيجا دو سجده سهو بنمايد. و اگر كارى كه نماز را باطل مى كند; انجام داده، مثلاً پشت به قبله كرده، بايد نماز را دوباره به جا آورد.
(مسأله 969) اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز كمتر از نماز احتياط بوده، مثلاً در شك بين دو و چهار، دو ركعت نماز احتياط بخواند بعد بفهمد نماز را سه ركعت خوانده، بنابر احتياط واجب بايد كسرى نماز را بلافاصله انجام دهد و اصل نماز را هم دوباره بخواند.
صفحه 271
(مسأله 970) اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز بيشتر از نماز احتياط بوده مثلاً در شك بين سه و چهار يك ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو ركعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتياط كارى كه نماز را باطل مى كند انجام داده; مثلاً پشت به قبله كرده، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر كارى كه نماز را باطل مى كند انجام نداده بايد يك ركعت كسرى نمازش را به طور متصل به جا آورد.
(مسأله 971) اگر بين دو و سه و چهار شك كند و موقعى كه دو ركعت نماز احتياط ايستاده را مى خواند پيش از ركوع ركعت دوم يادش بيايد كه نماز را سه ركعت خوانده، بايد بنشيند و نماز احتياط را يك ركعتى تمام كند و دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 972) اگر در بين نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش بيشتر يا كمتر از نماز احتياط بوده، چنانچه نتواند نماز احتياط را مطابق كسرى نمازش تمام كند، بايد آن را رها كند و كسرى نماز را به جا آورد و مثلاً در شك بين سه و چهار اگر موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته را مى خواند، يادش بيايد كه نماز را دو ركعت خوانده; چون نمى تواند دو ركعت نشسته را به جاى دو ركعت ايستاده حساب كند، بايد نماز احتياط نشسته را رها كند و دو ركعت كسرى نمازش را بخواند و دو سجده سهو براى زيادى سلام به جا آورد.
(مسأله 973) اگر در نماز احتياط، ركنى را زياد كند، يا مثلاً به جاى يك ركعت دو ركعت بخواند، نماز احتياط باطل مى شود، بايد اصل نماز را بخواند.
(مسأله 974) موقعى كه مشغول نماز احتياط است اگر در يكى از كارهاى آن شك كند، چنانچه محل آن نگذشته، بايد به جا آورد و اگر محلش گذشته، بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه بركوع نرفته بايد بخواند; و اگر بركوع رفته بايد به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 975) اگر در شماره ركعت هاى نماز احتياط شك كند، بايد بنا را بر بيشتر بگذارد ولى چنانچه طرف بيشتر شك نماز را باطل مى كند بنا را بر كمتر مى گذارد. و بنابر احتياط نماز را اعاده كند.
(مسأله 976) حكم گمان در ركعت هاى نماز حكم يقين است، مثلاً اگر در نماز چهار
صفحه 272
ركعتى انسان گمان دارد كه نماز را چهار ركعت خوانده، نبايد نماز احتياط بخواند.
(مسأله 977) حكم شك و سهو در نمازهاى واجب يوميه و نمازهاى واجب ديگر فرق ندارد، مثلاً اگر در نماز آيات شك كند كه يك ركعت خوانده يا دو ركعت، چون شك او در نماز دو ركعتى است، نمازش باطل مى شود.
سجده سهو
(مسأله 978) براى هفت چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به نحوى كه بعداً گفته مى شود به جا آورد:
اول:آنكه در بين نماز، سهواً حرف بزند.
دوم: سلام بى جا، مانند سلام در ركعت اول.
سوم: آنكه يك سجده را فراموش كند.
چهارم: تشهد را فراموش كند.
پنجم: آنكه در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت.
ششم: ايستادن بى جا.
هفتم: نشستن بى جا.
(مسأله 979) اگر انسان اشتباهاً يا به خيال اينكه نمازش تمام شده حرف بزند بايد دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 980) براى حرفى كه از آه كشيدن و سرفه پيدا مى شود، سجده سهو واجب نيست ولى اگر مثلاً سهواً آخ يا آه بگويد، بايد سجده سهو نمايد.
(مسأله 981) اگر چيزى را كه غلط خوانده دوباره به طور صحيح بخواند براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نيست.
صفحه 273
(مسأله 982) اگر در نماز سهواً مدتى حرف بزند و تمام آنها يك مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز كافيست.
(مسأله 983) اگر سهواً تسبيحات اربعه را نگويد يا بيشتر يا كمتر از سه مرتبه بگويد، احتياط واجب آن است كه بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 984) اگر در جائى كه نبايد سلام نماز را بگويد سهواً بگويد:
«السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِاللهِ الصّالِحينَ» يا بگويد:
«السّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ» بايد دو سجده سهو بنمايد، ولى اگر اشتباهاً مقدارى از اين دو سلام را بگويد، يا بگويد
«اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُه» احتياط آن است كه دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 985) اگر در جائى كه نبايد سلام دهد اشتباهاً هر سه سلام را بگويد دو سجده سهو كافى است.
(مسأله 986) اگر يك سجده يا تشهد را فراموش كند و پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد; بايد برگردد و به جا آورد. و براى ايستادن بى جا دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 987) اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد كه يك سجده يا تشهد را از ركعت پيش فراموش كرده، بايد بعد از سلام نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 988) اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً به جا نياورد، معصيت كرده و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً به جا نياورد، هر وقت يادش آمد بايد فوراً انجام دهد و لازم نيست نماز را دوباره بخواند.
(مسأله 989) اگر شك دارد كه سجده سهو بر او واجب شده يا نه، لازم نيست به جا آورد.
(مسأله 990) كسى كه شك دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده يا چهار تا، اگر دو سجده بنمايد كافى است.
(مسأله 991) اگر بداند يكى از دو سجده سهو را به جا نياورده، بايد دو سجده سهو به جا آورد و اگر بداند سهواً سه سجده كرده، احتياط مستحب آن است كه دوباره دو سجده سهو بنمايد.
صفحه 274
ـ كسى كه سجده سهو به عهده اش آمده و فراموش كرده تا وارد نماز شده و در بين نماز متذكر شده اگر نماز فريضه است لازم است نماز را تمام كند بعد از آن بلافاصله سجده را به جا آورد.
كيفيت سجده سهو
(مسأله 992) دستور سجده سهو اين است كه بعد از سلام نماز فوراً نيّت سجده سهو كند و پيشانى را به چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بگويد:
«بِسْمِ اللهِ و باللهِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلهِ يا بِسْمِ الله وَ بِاللهِ اَللَّهُمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد» ولى بهتر است بگويد «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَة الله وَ بَرَكاتُه»، بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهائى را كه گفته شد بگويد و بنشيند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد.
قضاى سجده و تشهد فراموش شده
(مسأله 993) سجده و تشهدى را كه انسان فراموش كرده و بعد از نماز قضاى آن را به جا مى آورد; بايد تمام شرائط نماز: مانند پاك بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرط هاى ديگر را داشته باشد.
(مسأله 994) اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش كند، مثلاً يك سجده از ركعت اول و يك سجده از ركعت دوم فراموش نمايد، بايد بعد از نماز، قضاى هر دو را با سجده هاى سهوى كه براى آنها لازم است به جا آورد و لازم نيست معين كند كه قضاى كدام يك آنها است.
(مسأله 995) اگر يك سجده و تشهد را فراموش كند، احتياط واجب آن است كه هر كدام را اول فراموش كرده، اول قضا نمايد. و اگر نداند كدام اول فراموش شده، بايد احتياطاً يك سجده و تشهد و بعد يك سجده ديگر به جا آورد، يا يك تشهد و يك سجده و بعد يك تشهد
صفحه 275
ديگر به جا آورد تا يقين كند سجده و تشهد را به ترتيبى كه فراموش كرده قضا نمايد.
(مسأله 996) اگر به خيال اينكه اول سجده را فراموش كرده، اول قضاى آن را به جا آورد و بعد از خواندن تشهد يادش بيايد كه اول تشهد را فراموش كرده احتياط مستحب آن است كه دوباره سجده را قضا نمايد. و نيز اگر به خيال اينكه اول تشهد را فراموش كرده، اول قضاى آن را به جا آورد، و بعد از سجده يادش بيايد كه اول سجده را فراموش كرده، بنابر احتياط مستحب بايد دوباره تشهد را بخواند.
(مسأله 997) اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد فراموش شده كارى كند كه اگر عمداً يا سهواً در نماز اتفاق بيفتد نماز باطل مى شود، مثلاً پشت به قبله نمايد، بايد قضاى سجده و تشهد را به جا آورد و نمازش صحيح است .
(مسأله 998) اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك سجده از ركعت آخر را فراموش كرده; بايد قضاى سجده اى را كه فراموش كرده به جا آورد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد چه كارى كه نماز را باطل مى كند كرده باشد يا نه. و اگر تشهد ركعت آخر را فراموش كرده باشد، بايد قضاى تشهد را به جا آورد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 999) اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد فراموش شده كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مى شود، مثل آنكه سهواً حرف بزند، بايد سجده يا تشهد را قضا كند. ولى سجده سهو براى حرف زدن واجب نيست.
(مسأله 1000) اگر نداند كه سجده را فراموش كرده يا تشهد را، بايد هر دو را قضا نمايد و بهتر است اول سجده را قضا كند.
(مسأله 1001) اگر شك دارد كه سجده يا تشهد را فراموش كرده يا نه، واجب نيست قضا نمايد.
(مسأله 1002) كسى كه بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد، اگر براى كار ديگرى هم سجده سهو بر او واجب شود، بايد بعد از نماز، سجده يا تشهد را قضا نمايد، بعد سجده سهو را به جا آورد.
صفحه 276
(مسأله 1003) اگر شك دارد كه بعد از نماز، قضاى سجده يا تشهد فراموش شده را به جا آورده يا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته، بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد، و اگر وقت نماز هم گذشته، بنابر احتياط بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد.
كم و زياد كردن اجزاء و شرائط نماز
(مسأله 1004) هر گاه چيزى از واجبات نماز را عمداً كم يا زياد كند، اگرچه يك حرف آن باشد، نماز باطل است.
(مسأله 1005) اگر به واسطه ندانستن مسأله، چيزى از اجزاء نماز را كم يا زياد كند اگر آن جزء ركن نباشد و جاهل قاصر باشد نمازش صحيح است و الا بنابر احتياط واجب، نماز را دوباره بخواند.
(مسأله 1006) اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده; يا بدون وضو يا غسل مشغول نماز شده، بايد نماز را به هم بزند و دوباره با وضو يا غسل بخواند و اگر بعد از نماز بفهمد بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل به جا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
(مسأله 1007) اگر بعد از رسيدن بركوع يادش بيايد كه دو سجده از ركعت پيش فراموش كرده، نمازش باطل است. و اگر پيش از رسيدن بركوع يادش بيايد، بايد برگردد و دو سجده را به جا و برخيزد و حمد و سوره يا تسبيحات را بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز بنابر احتياط واجب، براى ايستادن بيجا دو سجده سهو بنمايد.
(مسأله 1008) اگر پيش از گفتن «السّلام علينا» و «السّلام عليكم» يادش بيايد كه دو سجده ركعت آخر را به جا نياورده. بايد دو سجده را به جا آورد و دوباره تشهّد بخواند و نماز را سلام دهد و براى زيادى تشهّد دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 1009) اگر پيش از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر از آخر نماز نخوانده، بايد مقدارى را كه فراموش كرده به جا آورد.
(مسأله 1010) اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه كارى انجام داده كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى كند،
صفحه 277
مثلاً پشت به قبله كرده، نمازش باطل است. و اگر كارى كه عمدى و سهوى آن، نماز را باطل مى كند انجام نداده بايد فوراً مقدارى را كه فراموش كرده به جا آورد و دو سجده سهو جهت سلام بى جا انجام دهد.
(مسأله 1011) هر گاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى كند، مثلاً پشت به قبله نمايد و بعد يادش بيايد كه دو سجده آخر را به جا نياورده، نمازش باطل است. و اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى كند، يادش بيايد، بايد دو سجده اى را كه فراموش كرده به جا آورد و دوباره تشهّد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو براى سلامى كه اول گفته است بنمايد.
(مسأله 1012) اگر بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده، يا پشت به قبله يا سمت راست و يا چپ خوانده بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
احكام نماز مسافر
مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشاء را با هشت شرط شكسته به جا آورد يعنى دو ركعت بخواند:
شرط اول: آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد
(مسأله 1013) كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، خواه رفتن او كمتر از چهار فرسخ باشد خواه نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند. بنابر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد يا بالعكس، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1014) اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد بايد نماز را شكسته بخواند خواه همان روز و شب برگردد يا شب را در محل بماند و فردا و يا پس فرداى آن برگردد.
(مسأله 1015) اگر سفر از هشت فرسخ كمتر باشد، يا انسان نداند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه; بايد نماز را تمام بخواند و چنانچه شك كند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه، در
صفحه 278
صورتى كه تحقيق كردن برايش مشقّت دارد، بايد نمازش را تمام بخواند و اگر مشقّت ندارد، بايد تحقيق كند كه اگر يك عادل بگويد يا بين مردم معروف باشد كه سفر او هشت فرسخ است، نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1016) اگر محلى دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آنجا برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد تمام بخواند.
(مسأله 1017) اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند و اگر ديوار ندارد، بايد از خانه هاى آخر شهر حساب نمايد ولى انتهاى هشت فرسخ را همان نقطه اى حساب كند كه مى خواهد برود خواه آن نقطه اول شهر يا وسط و يا آخر آن باشد.
شرط دوم: قصد هشت فرسخ از آغاز سفر
شرط دوم اين است كه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جائى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آنجا قصد كند جائى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا به مقدار هشت فرسخ مسافرت كند بايد نماز را شكسته بخواند و همچنين است حكم برگشت به وطن اگر هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1018) كسى كه نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پيدا كردن گمشده اى مسافرت مى كند و نمى داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند; بايد نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن، چنانچه تا وطنش يا جائى كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
صفحه 279
شرط سوم: تصميم بر ادامه سفر
شرط سوم آن است كه در بين راه از قصد خود برنگردد. پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد يا مردّد شود، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1019) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه همانجا بماند يا بعد از ده روز برگردد، يا در برگشتن و ماندن مردّد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1020) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصميم داشته باشد كه برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1021) اگر براى رفتن به محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى ديگرى برود، چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جائى كه مى خواهد برود، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
شرط چهارم: از وطن عبور نكند
شرط چهارم اين است كه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جائى بماند در اين صورت سفر او قطع مى شود. پس كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، بايد نماز را تمام بخواند.
شرط پنجم: سفر براى كار حرام نباشد
شرط پنجم آن كه براى كار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آن كه براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر كه از روى دلسوزى باشد براى منافع شخصى خود سفرى بروند كه بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخوانند.
صفحه 280
(مسأله 1022) سفرى كه اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.
(مسأله 1023) اگر كسى با ماشين غصبى سفر كند، نماز او شكسته است و احتياط مستحب آن است كه هم تمام و هم شكسته بخواند.
(مسأله 1024) اگر به قصد تفريح و گردش مسافرت كند حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1025) اگر براى لهو و خوش گذرانى به شكار رود، مسافرت حرام و نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش و يا براى كسب و زياد كردن مال به شكار برود، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه نگيرد.
(مسأله 1026) كسى كه براى معصيت سفر كرده، موقعى كه از سفر به وطن برمى گردد بايد نماز را شكسته بخواند خصوصاً اگر توبه كرده باشد.
(مسأله 1027) شخصى كه از سفر معصيت برمى گردد، چنانچه انگيزه رجوعش مقصد مستقلى غير از رجوع به وطن باشد، نماز او نيز شكسته است.
(مسأله 1028) كسى كه سفر او سفر معصيت است، اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد، چنانچه باقيمانده راه و يا مسافتى را كه بعد از پشيمان شدن از معصيت، مى رود و برمى گردد هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
شرط ششم: خانه به دوش نباشد
شرط ششم آن كه از صحرانشين هائى نباشد كه در بيابان ها گردش مى كنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى روند، و صحرا نشين ها در اين مسافرت ها بايد نماز را تمام بخوانند.
(مسأله 1029) اگر يكى از صحرا نشين ها براى پيدا كردن منزل و چراگاه حيواناتش سفر كند بايد نمازش را تمام بخواند هر چند سفر او هشت فرسخ باشد.
صفحه 281
(مسأله 1030) اگر صحرانشين براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينها مسافرت كند، بايد نماز را تمام بخواند، خصوصاً اگر با همان چادر و اثاثيه سفر كند.
شرط هفتم: سفر براى شغل نباشد
شغل و كار او مسافرت نباشد كسانى كه داراى چنين شرطى نيستند به سه گروه تقسيم مى شوند:
1. راننده ها و خلبان ها و كشتيبان ها و ساربان ها و مانند آنها سفر شغل آنها است بايد نماز را تمام بخوانند.
2. كسى كه سفر شغل او نيست ولى سفر مقدّمه شغل او است يعنى براى انجام به طور مرتب سفر كند مانند معلمى كه بايد هر روز يا غالباً به مقدار مسافت شرعى سفر مى كند، و پس از تدريس به وطن بازمى گردد و همچنين است محصل و بيله ورى كه براى خريد و يا فروش بايد به مقدار مسافت شرعى سفر كند سپس برگردد آن گروه نيز بايد نماز خود را تمام بخواند.
3. كسى كه سفر شغل او و يا مقدمه شغل او نيست، ولى براى زيارت هر هفته مرتب سفر مى كند، اين گروه نيز بايد نماز را تمام و روزه را بگيرند خلاصه كسانى كه سفر براى آنان به صورت يك امر عادى درآيد، نماز آنان تمام و روزه را بايد بگيرند.
(مسأله 1031) اگر راننده اى براى كار ديگرى مثلاً براى زيارت يا حج هم مسافرت كند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين است اگر اتومبيل خود را براى زيارت كرايه بدهد و در ضمن خودش هم زيارت كند، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1032) كسانى كه راهنماى حج و مدير كاروان حجاج و مانند آنها مى باشند، چون سالى يك بار اتفاق مى افتد و در مدت كمى انجام مى گيرد، نماز آنها شكسته است و حكم آنها با حمله دارى كه سال هاى گذشته كه بخش عمده سال را در سفر بودند تفاوت دارد.
(مسأله 1033) كسى كه در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى كه فقط در تابستان يا زمستان اتومبيل خود را كرايه مى دهد، بايد در سفرى كه مشغول به كارش هست نماز را تمام بخواند.
صفحه 282
(مسأله 1034) راننده و دوره گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى كند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1035) كسى كه به يكى از عناوين سه گانه بايد نماز خود را تمام بخواند اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند يا در نقطه اى ده روز قصد اقامه كند بايد در سفر اولى كه بعد از ده روز مى رود، نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1036) اگر چنين گروهى شك كنند كه در وطن خود يا جاى ديگر ده روز مانده اند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1037) كسى كه در شهرها سياحت مى كند و براى خود وطنى اختيار نكرده، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1038) كسى كه شغلش مسافرت نيست، اگر مثلاً در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن در يك زمان معين مسافرت هاى پى در پى مى كند، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1039) كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مى خواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند اگر سفرش طولانى است بايد نماز را تمام بخواند.
نماز كارمندان هواپيما و قطار تمام و روزه را بايد بگيرند و اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود يا جاى ديگر بمانند در غير سفر اول نمازشان تمام است.
كسى كه در سال دو يا سه سفر مى رود كه هر كدام سه يا چهار ماه طول مى كشد، و بقيه سال را در وطن است نماز او تمام است.
چوپانى كه در سال نه ماه همراه گوسفندان مى رود، بدون آنكه در جائى ده روز بماند، و سه ماه زمستان را در وطن خود به سر مى برد، نماز او تمام و بايد روزه را بگيرد.
شرط هشتم: رسيدن به حد ترخّص
شرط هشتم آن كه به حد ترخّص برسد يعنى از وطنش يا جائى كه قصد كرده بود ده روز
صفحه 283
در آنجا بماند، به قدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست به قدرى دور شود كه مناره ها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها كاملاً معلوم نباشد، كافى است.
(مسأله 1040) كسى كه به سفر مى رود اگر به جائى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار شهر را ببيند، يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.
(مسأله 1041) مسافرى كه به وطنش برمى گردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند ولى مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند. وقتى ديوار آنجا را ببيند و صداى اذانش را بشنود، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد تا به منزل برسد. يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.
(مسأله 1042) اگر به قدرى دور شود كه نداند صدائى را كه مى شنود صداى اذان است يا صداى ديگر، و يا بفهمد اذان مى گويند ولى كلمات آن را تشخيص ندهد، احتياط جمع ميان تمام و شكسته است.
(مسأله 1043) اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص يعنى جائى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند، رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن اگر شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند. و چون در بعضى موارد اشكال پيدا مى كند بايد يا آنجا نماز نخواند يا هم شكسته و هم تمام بخواند.
صفحه 284
چيزهائى كه سفر را قطع مى كند
چند چيز است كه سفر را قطع مى كند و بايد نماز را تمام خواند:
اول: رسيدن به وطن
(مسأله 1044) مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مى كند، وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1045) مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا مقدارى برود و برگردد كه رفتن و برگشتن هشت فرسخ مى شود. وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1046) محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
(مسأله 1047) اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگر رود، اين محل حكم وطن را دارد بنابر اين كارمندان دولت كه براى مدتى معيّن يا غير معيّن براى محلى اعزام مى شوند چون در آنجا مسافر نيستند، حكم وطن را دارد.
(مسأله 1048) كسى كه در دو محل زندگى مى كند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مى ماند، هر دو به حكم وطن اوست. و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها حكم وطن او حساب مى شود.
(مسأله 1049) در غير وطن اصلى و وطن غيراصلى كه ذكر شد در جاهاى ديگر اگر قصد اقامه نكند نمازش شكسته است چه ملكى در آنجا داشته باشد يا نداشته باشد و چه در آنجا شش ماه مانده باشد يا نه.
صفحه 285
(مسأله 1050) اگر به جائى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده نبايد نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.
دوم: قصد اقامت ده روز
(مسأله 1051) مسافرى كه قصد دارد، ده روز پشت سر هم در محلى بماند، يا مى داند كه بدون اختيار ده روز در محلى مى ماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1052) مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در يكجا بماند پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و شميران بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1053) مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آنجا برود; چنانچه جائى كه مى خواهد برود اگر به اندازه اى دور نيست كه مسافرت حساب شود، بايد در همه ده روز نماز را تمام بخواند و اگر به اندازه اى باشد كه عرفا مسافرت حساب شود بايد در تمام ده روز نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1054) اگر مسافر قصد كند ده روز در محلى بماند; چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود. يا مردّد شود كه در آنجا بماند يا به جاى ديگر برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود; يا مردّد شود، تا وقتى در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1055) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر روزه بگيرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد، روزه اش صحيح است و تا وقتى در آنجا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و روزه ها را هم بگيرد و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاء آن را نيز بگيرد اما نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى تواند روزه بگيرد.
(مسأله 1056) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود و
صفحه 286
شك كند پيش از آن كه از قصد ماندن برگردد، يك نماز چهار ركعتى خوانده يا نه، بايد نمازهاى خود را شكسته بخواند.
(مسأله 1057) اگر مسافر به نيّت اين كه نماز را شكسته بخواند; مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند، بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.
(مسأله 1058) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول ركعت سوم نشده، بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد و بقيه نمازهاى خود را شكسته بخواند. و اگر به ركوع ركعت سوم رفته نمازش باطل ولى تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1059) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و به محل اقامه خود به عنوان محل اقامت برگردد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر به عنوان منزلى كه در بين راه است عبور كند، نماز او شكسته است.
(مسأله 1060) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جاى ديگرى كه كمتر از هشت فرسخ است، برود و ده روز در آنجا بماند، بايد در رفتن و در جائى كه قصد ماندن ده روز كرده، نمازهاى خود را تمام بخواند. ولى اگر جائى كه مى خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر است بايد موقع رفتن نمازهاى خود را شكسته بخواند و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز كرد، نمازش را تمام بخواند.
(مسأله 1061) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد كه به محل اولش برگردد يا نه، يا به كلى از برگشتن به آنجا غافل باشد، يا بخواهد برگردد ولى مردد باشد كه ده روز در آنجا بماند يا نه، يا آن كه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، بايد از وقتى كه مى رود و برمى گردد و بعد از برگشتن; نمازهاى خودرا تمام بخواند.
صفحه 287
سوم: توقف يك ماه بدون قصد
(مسأله 1062) اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد، بعد از گذشتن سى روز اگرچه مقدار كمى در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ در رفتن بقيه راه مردد شود; اگر به مقدار چهار فرسخ نرفته باشد از وقتى كه مردد مى شود، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1063) مسافرى كه مى خواهد نه روز يا كمتر در محلى بماند اگر بعد از آن كه نه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز ديگر يا كمتر بماند همين طور تا سى روز، روز سى و يكم بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1064) مسافرى كه سى روز مردد بوده در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز در يكجا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جائى و مقدارى را در جاى ديگر بماند، بعد از سى روز هم بايد نماز را شكسته بخواند.
مسائل متفرّقه
(مسأله 1065) مسافر مى تواند در مسجدالحرام و مسجد پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند و تمام افضل و شكسته احوط است. ولى اگر بخواهد در جائى كه اول، جزء اين مساجد نبوده و بعد از زمان ائمه(عليهم السلام) به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند، بايد شكسته بخواند و نيز مسافر مى تواند در حرم حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)در شعاع 25 ذراع(تقريباً 11متر) از ضريح مقدس نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1066) كسى كه مى داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر در غير چهار مكانى كه در مسأله پيش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است.
(مسأله 1067) اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد، بايد شكسته به جا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد، قضاى آن نماز بر او واجب نيست. و اگر مى داند كه مسافر است ولى حكم نماز مسافر را فراموش كند احتياط واجب آن
صفحه 288
است كه در وقت و خارج آن قضاء كند.
(مسأله 1068) كسى كه مى داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر فراموش نكند، بلكه غفلت كند و بدون توجه و به طور عادت تمام بخواند نمازش باطل است. در داخل وقت بايد اعاده و در خارج از وقت احتياطاً قضاء نمايد.
(مسأله 1069) مسافرى كه نمى داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر تمام بخواند، نمازش صحيح است.
(مسأله 1070) كسى كه بايد نماز را تمام بخواند، اگر شكسته به جا آورد، در هر صورت نمازش باطل است.
(مسأله 1071) اگر مشغول نماز چهار ركعتى شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است، يا ملتفت شود كه سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته، بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته، نمازش باطل است و بايد شكسته بخواند.
(مسأله 1072) مسافرى كه بايد نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نيت نماز دو ركعتى مشغول نماز شود و در بين نماز مسأله را بفهمد، بايد نماز را چهار ركعتى تمام كند و احتياط مستحب آن است كه بعد از تمام شدن نماز، دوباره آن نماز را چهار ركعتى بخواند.
(مسأله 1073) مسافرى كه نماز نخوانده، اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، يا به جائى برسد كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند. و كسى كه مسافر نيست; اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند، در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1074) اگر از مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشا قضا شود، بايد آن را دو ركعتى قضا نمايد اگرچه در غير سفر بخواهد قضاى آن را به جا آورد. و اگر از كسى كه مسافر نيست يكى از اين سه نماز قضا شود، بايد چهار ركعتى قضا نمايد اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.
صفحه 289
نماز قضا
(مسأله 1075) كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را به جا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز، خواب مانده يا به واسطه بى هوشى كه به دست خود انجام گرفته و يا مستى نماز نخوانده باشد، ولى نمازهائى را كه كافر مسلمان شده و زن در حال حيض يا نفاس نخوانده قضا ندارد چه نمازهاى يوميّه باشد چه غير آن.
(مسأله 1076) اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده بايد قضاى آن را بخواند.
(مسأله 1077) كسى كه نماز قضا دارد. بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فوراً آن را به جا آورد.
(مسأله 1078) كسى كه نماز قضا دارد مى تواند نماز مستحبى بخواند.
(مسأله 1079) اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضائى دارد يا نمازهائى را كه خوانده صحيح نبوده، خوب است قضاى آنهارا به جا آورد.
(مسأله 1080) در قضاى نمازهاى يوميّه ترتيب لازم نيست ـ مگر در نمازهائى كه در اداى آنها ترتيب هست مثل نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا از يك روز ـ اگرچه بهتر مراعات ترتيب است.
(مسأله 1081) كسى كه مثلاً چند نماز صبح يا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمى داند يا فراموش كرده مثلاً نمى داند كه سه يا چهار يا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافى است. ولى بهتر اين است كه به قدرى نماز بخواند كه يقين كند تمام آنها را خوانده است مثلاً اگر فراموش كرده كه چند نماز صبح از او قضا شده است و يقين دارد كه بيشتر از ده تا نبوده، احتياطاً ده نماز صبح بخواند.
(مسأله 1082) كسى كه فقط يك نماز قضا از روزهاى پيش دارد، احتياط واجب آن است اوّل آن را بخواند بعد مشغول نماز آن روز شود. و نيز اگر از روزهاى پيش نماز قضا ندارد ولى يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده است، احتياط واجب آن است كه نماز قضاى آن
صفحه 290
روز را پيش از نماز ادا بخواند مگر اينكه وقت تنگ باشد در اين صورت فقط نماز ادا بخواند.
(مسأله 1083) اگر در بين نماز يادش بيايد كه يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده، يا فقط يك نماز قضا از روزهاى پيش دارد چنانچه وقت وسعت دارد و ممكن است نيّت را به نماز قضا برگرداند مثلاً اگر در نماز ظهر پيش از ركوع ركعت سوم يادش بيايد كه نماز صبح آن روز قضا شده در صورتى كه وقت نماز ظهر تنگ نباشد، نيّت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو ركعتى تمام كند بعد ظهر را بخواند، ولى اگر وقت تنگ است يا نمى تواند نيّت را به نماز قضا برگرداند مثلاً در ركوع ركعت سوم نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نيّت نماز صبح كند يك ركوع كه ركن است زياد مى شود، نبايد نيّت را به قضاى صبح برگرداند.
(مسأله 1084) نماز قضا را با جماعت مى شود خواند، به شرط اين كه نماز قضاء بر ذمّه امام قطعى باشد چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.
(مسأله 1085) مستحب است بچه مميز را يعنى بچه اى كه خوب و بد را مى فهمد به نماز خواندن و عبادت هاى ديگر عادت دهند.
نماز قضاى پدر و مادر
(مسأله 1086) اگر پدر و بنابر احتياط مادر نماز خود را به جا نياورده باشند، و مى توانسته اند قضا كنند، بر پسر بزرگترشان كه پس از فوت آنها در حال حيات است واجب است كه بعد از مرگشان به جا آورد، يا براى آنها اجير بگيرد.
(مسأله 1087) اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه; چيزى بر او واجب نيست.
(مسأله 1088) اگر پسر بزرگتر بداند كه پدرش نماز قضا داشته و شك كند كه به جا آورده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.
صفحه 291
(مسأله 1089) اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچ كدام از پسرها واجب نيست. ولى احتياط مستحب آن است. كه نماز و روزه او را بين خودشان قسمت كنند، يا براى انجام آن قرعه بزنند.
(مسأله 1090) اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند بعد از آنكه اجير، نماز و روزه او را به طور صحيح به جا آورد; بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.
(مسأله 1091) اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند. مثلاً قضاى نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش بلند بخواند.
(مسأله 1092) كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود; هر كدام را اول به جا آورد صحيح است.
(مسأله 1093) اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ يا ديوانه باشد وقتى كه بالغ شد يا عاقل گرديد، بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد، پسر دوم بنابر احتياط واجب، بايد به جا آورد.
(مسأله 1094) اگر پسر بزرگتر پيش از آنكه نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد; بر پسر دوم چيزى واجب نيست.
نماز جماعت
(مسأله 1095) مستحب است نمازهاى واجب خصوصاً نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا، خصوصاً براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان مسجد را مى شنود بيشتر سفارش شده است.
(مسأله 1096) در روايتى وارد شده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند ثواب نمازشان بيشتر مى شود تا بده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمان ها كاغذ و درياها مركب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائكه
صفحه 292
نويسنده شوند; نمى توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.
(مسأله 1097) حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى اعتنائى جايز نيست و سزاوار نيست كه انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.
(مسأله 1098) مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت كه فرادى يعنى تنها خوانده شود بهتر است. و نيز نماز جماعتى را كه مختصر بخوانند از نماز فرادى كه آن را طول بدهند بهتر مى باشد.
(مسأله 1099) وقتى كه جماعت بر پا مى شود مستحب است كسى كه نمازش را فرادى خوانده دوباره با جماعت بخواند. و اگر بعد بفهمد كه نماز اولش باطل بوده; نماز دوم او كافيست.
(مسأله 1100) نماز عيد فطر و قربان را در زمان غيبت امام(عليه السلام) مى توان با جماعت خواند و نمازهاى مستحبى را هم نمى شود به جماعت خواند، مگر نماز استسقاء كه براى آمدن باران مى خوانند.
(مسأله 1101) موقعى كه امام جماعت نماز يوميه مى خواند، هر كدام از نمازهاى يوميه را مى شود به او اقتدا كرد ولى اگر نماز يوميه اش را احتياطاً دوباره مى خواند، فقط در صورتى كه مأموم احتياطش با امام يكى باشد مى تواند به او اقتدا كند.
(مسأله 1102) اگر امام جماعت، قضاى نماز يوميه خود را مى خواند; مى شود به او اقتدا كرد و همچنين اگر نماز قضاى كسى را مى خواند كه نماز از او به طور قطعى فوت شده است.
(مسأله 1103) اگر انسان نداند نمازى را كه امام مى خواند نماز واجب يوميه است يا نماز مستحب، نمى تواند به او اقتدا كند.