پاسخ
كشتن فرد قبطى، ترك اولايى بود كه موسى مرتكب شد، زيرا كشتن آن فرد از نظر شريعت حرام نبود، به ويژه كه حالت دفاعى داشت، زيرا او ديد مظلومى در چنگال ستمگرى گرفتار شده است. موسى بايد به يارى او مى شتافت و نبايد او را تنها مى گذاشت، ولى دفاع از مظلوع به كشته شدن فرد ستمگر انجاميد كه مى خواست فرد اسرائيلى را اذيت كند.
اين كه مى گويد«ظلمت نفسى» به خاطر آن است كه اين عمل پيامدى داشت و آن اين كه مأموران فرعون، به دنبال موسى بودند كه او را دستگير كنند و او ناچار شد، فوراً خاك مصر را به سوى مدين ترك كند و در راه چه سختى ها وها آسيب ها ديد و در خود مدين نيز ده سال به چوپانى پرداخت. تمام اين گرفتارى هاى نوعى ستم بر خويش بود كه خود را به دشوارى انداخت نه ستم بر خدا و اين كه در آيه قبل مى فرمايد: ( هذا من عمل الشيطان ) مقصود اين است كه اين كار نابهنگام بود، زيرا اگر موسى صبر مى كرد، سرانجام اين قبطى مانند ديگر پيروان فروعون در دريا غرق مى شد، بنابراين عمل او ذاتاً حرام نبوده بلكه سبب شد كه موسى به زحمت بيفتد.
نظير اين تعبير را درباره حضرت آدم نيز مى خوانيم، آنجا كه آدم، از شجره منهيه خورد و آثار تكوينى آن را ديد، گفت:
( ربّنا إنّنا ظلمنا أنفسنا فإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكوننّ من الخاسرين ).
[262]
«پروردگارا ما بر خويش ستم كرديم و اگر ما را نبخشايى و بر مارحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود».
تعبير ( ظلمنا أنفسنا ) روشن ترين گواه است كه بر خويشتن ستم كردند، نه بر خدا با شكستن قانون او، و نشانه ستم بر خويش اين است كه سبب شد از آن زندگى آرم و دل پذير به زندگى ناآرام و پرآشوب دنيوى فرود آيند.
در پايان يادآور مى شويم كه اعتقاد به عصمت انبيا، از خصايص شيعه نيست، بزرگان اهل سنت نيز پيامبران را پس از نيل به مقام نبوت معصوم مى دانند.
[261] . قصص/ 16.
[262] . اعراف/ 23.