المقصد الثانی فی النواهی
مرحوم آخوند
بسیاری ازآن بحث های را در مبحث اوامر مطرح نمودند، در
اینجا متعرض نشده اند، چون از بحث اوامر
فهمیده می شود.آنچه را که در
|
المقصد الثانی فی النواهیمرحوم آخوند بسیاری ازآن بحث های را در مبحث اوامر مطرح نمودند، در اینجا متعرض نشدهاند، چون از بحث اوامر فهمیده می شود.آنچه را که در نواهی
|
المقصد الثانی فی النواهی
مرحوم آخوند
بسیاری ازآن بحث های را در مبحث اوامر مطرح نمودند، در
اینجا متعرض نشده اند، چون از بحث اوامر
فهمیده می شود.آنچه را که در
|
همانطور که قبلاً تذکر داده شد، ما دو قسم اجتماع داریم:
1) اجتماع آمری؛2) اجتماع مأموری؛
و گاهی هم اصلاً اجتماعی
در کار نیست.
در آنجا که مأمور،
|
بحث ما در امر چهارم
راجع به این بود که فرق بین
این مسئله که:« هل یجوز اجتماع الأمر و النهی فی
شیء واحد» و بین مسئله ی که بعداً بحث خواهیم نمود که
آیا نهی در
|
امر پنجم در
بارۀ این است که آیا این مسئله، یک مسئله ی اصولی است یا غیر
اصولی؟ در اینجا چند قول وجود
دارد:
1) قول اول این
است که این مسئله از مسایل کلامیه
|
الأمر السادس: فی عمومیة
النزاع للنفسی والعینی و التعیینی
ومقابلاتهما؛
امر ششم در این
است که نزاع اجتماع امر و نهی، اختصاص به امر نفسی و عینی، یا
نهی نفسی و
|
همانطور که توجه
دارید ما در امر اول این بحث
را خواندیم که آیا اوامر و نواهی بر طبایع کلیه
متعلق می شوند یا بر افراد ؟ گروهی معتقدند که اوامر و
نواهی بر طبایع و
|
ما نخست
در اینجا مطلبی را که مرحوم آخوند در «کفایة الأصول»
دارند، تقریر می کنیم، چون مطلب ایشان در امر هشتم و نهم
مقداری مشکل است،آنگاه نظر خودم را
|
ما نخست در اینجا مطلبی را که مرحوم آخوند در «کفایة الأصول» دارند، تقریر می کنیم، چون مطلب ایشان در امر هشتم و نهم مقداری مشکل است،آنگاه نظر خودم را
|
مرحوم آخوند نظرش این شد که هر
گاه در مورد «تصادق» هر دو واجد ملاک
باشند، این از باب تزاحم است،اما اگر یکی ملاک داشت،
دیگری واجد ملاک نبود، یا هیچکدام شان
|
الأمر العاشر: فی ثمرات المسئلة؛
مرحوم آخوند دراین امر «عاشر» و
دهم پنج صورت را بیان می کند:
صورت اول اینکه اگر امر و
نهی در موردی تصادق کردند و ما
|
* بررسی صورت پنجم*
الصورة الخامسة: ما اشار الیها المحقق الخراسانی بقوله: واما إذا لم یلتفت
الیها قصوراً وقد قصد القربة باتیانها،الخ؛
مرحوم
آخوند در
|
فی أدلة القائلین بالامتناع
مرحوم
آخوند مقدمات دهگانه ی را بیان کردند تا در
پرتوی آنها، دلیلی را که اقامه کرده اند روشن بشود، ما نیز همۀ
آن مقدمات
|
مرحوم
محقق خراسانی روی چهار مقدمه تکیه کرده است که مهمّش دو
مقدمۀ اول بود، مقدمۀ اول را (که تضاد باشد) تعریف کردیم
وگفتیم که این تعریف بر «احکام خمسه» صادق نیست،
|
أدلّة القائلین بالجواز
حالا که
از ادلۀ قائلین به امتناع فارغ شدیم، شروع می کنیم به ادلۀ قائلین
به جواز اجتماع امر ونهی،
قائلین به جواز اجتماع امر و
نهی
|
تقریبی
را که محقق نایئنی ارائه دادند، دارای چند مقدمه و بخش بود،
اولین بخش و مقدمه اش این بود که نماز در مکان غصبی، هم نمازش از
نظر اجزاء و شرائط کامل است و چیزی کم
|
همانطوری
که بیان شد، قائلین به اجتماع امر و نهی تقریب های مختلفی برای
نظریه ی خود ذکر نمود ه اند که یکی از آنها عبارت
است از اینکه:اگر اجتماع «امر
|
بحث ما در بارۀ ادله ی قائلین به جواز اجتماع امر و نهی بود، که برای آن
چند وجه و تقریب بیان شد، و بهترین وجه و تقریب همان
وجهی بود که آیة الله بروجردی و حضرت امام
|
چنانچه
توجه دارید،بحث ما دربارۀ تقریب آیة الله بروجردی و
حضرت امام (قدس سرهما) بود و عرض شد که «احکام» متعلّق به
عناوین کلیه اند نه به مصادیق خارجیه. وضمناً
|
چنانچه
معلوم گردید، قائلین به جواز اجتماع امر ونهی در حدود هفت تا دلیل بر جواز اجتماع امر و
نهی بیان کردند که همگی را بررسی کردیم، دلیل
هفتم آنان این بود که
|
بحث ما
دربارۀ استدلال هفتم بود که می گفتند بهترین دلیل بر
امکان یک «شیء» و قوع آن است (أدلّ دلیل علی امکان الشئء
وقوعه» ولذا ما در شریعت اسلام مواردی را پیدا کرده
|
همانطوری که بیان گردید، دلیل هفتم
قائلین به جواز اجتماع امر و
نهی، این بود که «أدلّ دلیل علی امکان الشیء
وقوعه»، یعنی ما در شریعت اسلام عبادات منهیه
داریم، از
|
بحث ما در قسم سوم است، همانطوری
که بیان گردید، قسم سوم یک ظاهری دارد و یک
باطنی؛ اگر ظاهرش را مطالعه کنیم با قسم دوم یکی است،
«صلِّ و لا تصلِّ فی مواضع التهمة»،
|
تنبیهات
فی حکم الاضطرار إلی
الحرام
مرحوم آخوند در
اینجا چند تا تنبیه را ذکر می کند، تنبیه اول در دو موضع
|
بحث ما در بارۀ این بود که انسانی را در
یک زمین غصبی حبس و زندانی کرد ه اند، شکی نیست که از نظر
حکم تکلیفی، این آدم
محکوم به حرمت نیست و کار حرامی را انجام نداده
|
«فی من توسط الارض المغصوبة بسوء الاختیار».
بحث ما در بارۀ کسی بود که «بسوء
الاختیار» وارد زمین دیگران شده است، باید
ببینیم که حکم این چیست؟ در اینجا باید در
|
بحث در بارۀ کسی بود که «توسط الارض المغصوبة»
والآن می خواهد خارج بشود،
حکم خروجش چیست؟ مبنای آخوند خراسانی این بود که
این فعلاً حکمی ندارد، بله! این «منهی عنه،
|
بحث ما در بارۀ کسی است که« توسط الارض
المغصوبة» و الآن می خواهد خارج بشود، در این «خروج» پنج و یا
شش قول وجود دارد:
1) قول آیة الله بروجردی و حضرت امام (اعلی الله
|
القول الخامس: أنّه مأموربه ومنهی عنه؛
ذهب أبوهاشم الجبائی( المتوفّی 321 هـ ) و
المحقّق القمی( المتوفّی 1231 هـ )
إلی أنّ الخروج مأموربه و منهی عنه و کلاهما
|
تم
الکلام فی مسألة من توسط أرض
الغیر بلا إذن، أو مع النهی، فی فی المقامین:
1) حکم الدخول و البقاء، 2) حکم الخروج؛
بقی
الکلام فی المقام الثالث وهو حکم
|
بحث ما
در اجتماع امر ونهی بود که آیا مولا می تواند به یک
طبیعت امر کند واز طبیعت دیگر نهی نماید، که گاهی اتفاقاً اینها در
یک «مجمعی»با همدیگر جمع می شوند(مانند
|
المطلب الثانی: لو قلنا بالامتناع، وقدّمنا النهی فلا یلازم
بطلان الصلاة فی موارد الأعذار، کما إذا صلّی فی المغصوب جاهلاً
به، وقد أفاض الکلام فیه فی الأمر العاشر،
|
بحث ما
در بارۀ این است که اگر کسی در مسئله ی اجتماع« امر و نهی»
امتناعی شد، معنای امتناعی این است که «احد
الدلیلین» را می گیریم دلیل دیگر را
رها می کنیم، البته همۀ
|
چنانچه
معلوم شد، مرحوم خراسانی در ا ین تنبیه دوم سه مطلب را متذکر
شده است:
الف) مسئله ی تعارض غیر از مسئله ی تزاحم است و اگر ما قائل به
امتناع شدیم، معنایش
|
مرحوم آخوند این مسئله را مطرح کرد که اگر کسی با «انائین مشتبهین»
وضو بگیرد،وضویش باطل است، منتها اینکه شرع مقدس فرموده که با
«انائین مشتبهین» وضو نگیرید،این از
|
الفصل الثالث
فی کشف النهی عن الفساد
و قبل الدخول
فی صلب الموضوع نقدّم اموراً
الأول: قد اختلفت کلماتهم فی عنوان الفصل فتارة یعبّرون عنه بقولهم: هل
|
الرابع: لا شکّ أنّ المسألة أصولیة، لأنّ نتیجة البحث تقع
کبری للإستنباط؛
شکی نیست که این مسئله از
مسائل اصولی است برای اینکه نتیجۀ آن کبرای
استنباط قرار می
|
السادس: فی تعریف العبادة و
المعاملة.
این بحث که «هل النهی فی العبادات و
المعاملات یدلّ علی الفساد أولا؟ ما را وادار می کند تا عبادت و
معامله را تعریف کنیم
|
در بحث ما دو کلمه
آمده است، یکی کلمۀ«عبادت» است، دیگری کلمۀ«معامله»،ما
معنای عبادت را مفصّلا بحث کردیم و اکنون به معنای معامله
می پردازیم.
«معامله» دو
|
الثامن: هل الصحّة والفساد مجعولان
مطلقاً؟
بحث ما دراین امر هشتم در بارۀ
این است که طبق قول متکلمین صحت در عبادات یک امر اعتباری
وانتزاعی است، اما طبق تعریف
|
صحت در عبادات را هم طبق هردو مسلک(مسلک متکلمین و فقهاء) معنی
کردیم، متکلمین می گفتند که صحت عبارت است از:«مطابقة
المأتی به مع المأموربه»،اما فقهاء در تعریف صحت
|
محقق خراسانی
در فصل نهم فرمود که اگر شک کنیم که آیا نهی در عبادات موجب
فساد است یا نیست، اصل فساد است.چرا؟ زیرا با وجود نهی،
امری وجود ندارد،اگر امری نباشد پس عبادت
|
العاشر: فی اقسام تعلّق النهی
بالعبادة
نهی در عبادت بر چند قسم است که عبارتند
از:
1) گاهی
نهی به خود عبادت می خورد، یعنی اولاً وبالذات نهی متوجه خود عبادت می
|
چنانچه قبلاً متذکر
شدیم، ما یک سلسلۀ بحث های جانبی داریم و یک بحث اساسی، بحث
اساسی این است که اگر نهی به خود عبادت بخورد حکمش چگونه است؟
بحث های جانبی این بود که
|
فیقع الکلام فی
مقامین
المقام الأول: تعلّق النهی بالعبادة
إذا عرفت ما ذکر
فلنعد إلی ما هو المقصود من عقد هذا الفصل، أعنی: 1) تعلّق
النهی بنفس العبادة. 2)
|
در جلسۀ قبل
به کلام مستشکل و جواب محقق خراسانی از آن و اشکالی که به جواب محقق
خراسانی بود اشاره کردیم که خلاصۀ آن چنین بود:
مستشکل می
گوید نهی در عبادات نهی تشریعی
|
بحث ما در
نهی در معاملات است که آیا نهی در معاملات موجب فساد است
یا نه؟ گفتیم که مرحوم آخوند اقسامی را ذکر کرده است، قسم اول این بود که عقد حرام باشد و
برای
|
قبل از بیان
صحیحۀ زراره، لازم است که نخست اقسام را بررسی کنیم،
آنگاه سراغ صحیحۀ زراره برویم. چنانچه قبلاً بیان شد
مرحوم آخوند فرمود که نهی در معاملات بر پنج قسم
|
کلام در مورد
حرفی بود که ابو حنیفه و دو شاگردش بیان کردند که نهی در
عبادات و معاملات نه تنها دلیل بر
فساد نیست بلکه دلالت بر صحت دارد یعنی ضد قول مشهور را
|